فلسفه یا حکمت؟(2)

در پست قبلی برای این که ثابت شود فلسفه با حکمت متفاوت است، تعریفی از حکمت ارائه شد و بعد شواهدی از آیات شریفه ذکر شد که تأیید میکرد حکمت از جانب خداست، اما چون مطلب داشت طولانی میشد و ممکن بود حوصله کسانی را که مشغله زیاد و وقت کمی دارند، سر ببرد، بقیه دلایل را این جا ذکر میکنیم ولی برای فهم مطلب حتماً باید پست قبلی را بخوانید و الا اگر قانع نشدید خودتان مقصرید.
در آیه 39 سوره اسراء خدایتعالی بعد از ذکر توصیههایی که در آیات قبل بیان کرده میفرماید:«ذلکَ ممّا أَوحی الیکَ ربُّکَ من الحکمَة...:این [سفارشها] از جمله همان حکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است».
در آیه 14 سوره قصص در مورد حضرت موسی و در آیه 22 سوره یوسف در مورد حضرت یوسف میفرماید:«وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاستَوی آتَینَاهُ حُکماً و علماً...(قصص/14): و چون به حد رشد و اعتدال رسید ما به او حکمت و علم دادیم».
:«وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَینَاهُ حُکماً و علماً...(یوسف/22): و چون به حد رشد رسید ما به او حکمت و علم دادیم».
کاملاً در این آیات روشن است که حکمت از طریق وحی و از جانب خداست و به آن چه از ذهن شریف فلاسفه تراوش نموده نمیتوان حکمت گفت.
در این آیات هم دقت بفرمایید:
«أُدعُ إلی سَبیلِ ربِّکَ بالحِکمَةِ وَ الموعِظَةِ الحَسَنَةِ(نحل/125)...:مردم را با حکمت و موعظه حسنه به راه پروردگارت دعوت کن».
یعنی آیا مردم را با محصَّلات فکر افلاطون و ارسطو و دیگران به راه خدا دعوت کن یا با علم و حکمتی که خدا از طریق وحی به تو داده است؟
یا در جایی دیگر(یونس/1) میفرماید:«تلک آیاتُ الکتابِ الحَکیم: این آیات کتاب حکیم- درست، استوار و حکمت آمیز- است».
آیا مقصود از کتاب حکیم، یعنی کتاب آمیخته با علوم حق و استوار که هیچ کجی و اعوجاجی در آن نیست، یا کتاب آمیخته با فلسفهای که پر از پیچیدگی، آشفتگی و اختلاف است و یک گزاره قطعی نمیشود در آن یافت!؟
پس با توجه به این آیات شریفه باید گفت؛ اطلاق لفظ حکمت برای فلسفه غلط است و گفتن حکمت متعالیه هم به فلسفه صدرایی که تلفیقی از فلسفه و تصوف است، صحیح نیست.
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْكَ، وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ ...