باب حِطَّة

خدای تعالی براى امتحان بنی‌اسرائيل دستور داد تا موقع ورود به شهر بيت المقدس از درى مخصوص وارد شده و به هنگام ورود، با حالت تواضع و سجده كنان و در حالى كه طلب مغفرت مى‌كنند و می‌گویند: «تقاضای ما این است که ما را پاک نمایی»، داخل شوند.

اما بنی‌اسرائيل بر خود ستم کردند و فرمان الهى را نه تنها ندیده گرفته بلکه به مسخره و استهزاء گرفتند و به خلاف آن، از پشت وارد شدند و به جاى حطّة كه به معناى طلب مغفرت و آمرزش است، واژه حنطة( به معنای گندم) را بر زبان جارى كردند و  با این کارشان در اين امتحان مردود شدند.

خداى تعالى در اين باره مى فرمايد:

وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَسَنَزيدُ الْمُحْسِنينَ (بقره/58)

ياد كنيد[ هنگامى را كه گفتيم: به اين شهر ]بيت المقدس[ وارد شويد و از نعمت هاى آن هر چه خواستيد به فراوانى و گوارايى بخوريد و از دروازه ]شهر يا درِ معبد[ فروتنانه و سجده كنان در آييد و بگوييد: ]خدايا! خواسته ما[ ريزش گناهان ماست، تا گناهانتان را بيامرزيم و به زودى ]پاداش [نيكوكاران را بيفزائيم.

یک بار هم خدای‌تعای در سوره اعراف( آیه 161) با این موضوع اشاره فرموده تا شاید از این تجربه و حکایت بنی‌اسرائیل، تحلیل و براشت صحیحی داشته و عبرت بگیریم: « وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ»

پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، اميرالمؤمنين عليه‌السلام را به «باب حطّه» در قوم بنی اسرائيل تشبيه مى كند، همان طور كه باب حطّه ميزان و ترازويى براى سنجش ايمان بنی اسرائيل بود، اميرالمؤمنين هم بابى است براى سنجش ايمان امت پيامبر.

    امیر المومنین علیه السلام : سمعت رسول الله ص یقول لی : مثلک فی امتی مثل باب حطة فی بنی اسرائیل فمَن دخل فی ولایتک فقد دخل الباب کما أمره الله عزوجل: شنیدم که رسول خدا به من فرمود: مَثَل تو مثل باب حطه در بنی اسرائیل است پس کسی که داخل در ولایت تو شود همانا داخل در باب شده است چنان که خدا امر فرموده است.(تفسیر نورالثقلین ذیل آیه شریفه)

و امیرالمؤمنین علیه السلام در کلامی دیگر می‌فرمایند: «برای بنی‌اسرائیل، باب حطّه‌ای بود و ای امت پیامبر! برای شما نیز باب حطه‌ای قرار داده شده که همان اهل بیت پیامبرند. به شما امر شده از افراد هدایت‌شده‌ اهل بیت پیروی کنید؛ تا بدین وسیله، گناهان شما بخشیده شود ... باب حطه شما از حطه بنی‌اسرائیل برتر است؛‌ زیرا برای آنها از چوب بوده ولی ما اهل بیت؛ ناطق، صادق، مورد رضایت خداوند، هادی و فاضل هستیم».(تفسیر الامام العسکری، ص 546)

همچنین امام باقر علیه السلام می‌فرمایند : «نحن باب حطتکم: ما باب حطه شما هستیم». (تفسیر نورالثقلین ذیل آیه شریفه)

فکر باید صحیح و در صراط مستقیم باشد

همان طور که گفته شد؛ فکر، یک عمل ذهنی و یک فعالیّت روحی و نفسانی است و طریقی است برای کشف یک واقعیّت و رسیدن به یک حقیقت. امام كاظم علیه السّلام می‌فرمایند: « ... اِنَّ لِكُلِّ شَیِءٍ دَلیلاً وَ دلیلُ العَقلِ التَّفَكُرُ ...»: « برای هر چیزی دلیلی وجود دارد و دلیل عقل تفكر است» (اصول كافی، ج 1، ص 15)

دلیل، یعنی راهنما، پس فکر راهنمایی است که انسان را به سوی عقل که رسول باطن او است هدایت می‌کند تا انسان از این پیامبر درون که حجت خداست و هیچ خطایی در او راه ندارد، تأثیر پذیرفته و هدایت گردد.

اما این راهنما گاهی هم ممکن است دچار اشتباه ‌شود، چون فکر اگر درست عمل نکند و دنبال حکمت و حقیقت نباشد، قطعاً انسان را به مسیر اشتباه و بیراهه خواهد برد. امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرمایند: « أَلْفِكرُ فی غَیرِ الْحِكْمَةِ هَوَسٌ.» : « فکر و اندیشه‌ای که دنبال غیر حکمت و چیزی جز حقایق عالم باشد، هوس و بیهودگی است.« (غررالحكم، ح 1278(.
همچنین در فرمایشاتی دیگر از آن حضرت آمده:

-          « مَنْ كَثُرَ فِكْرُهُ فی الْمَعاصی دَعَتْهُ إِلَیْها.» : « كسی كه زیاد دربارة گناه و نافرمانی فکر کند، گناهان او را به سوی خود می‌کشانند. » (غررالحكم، ح 8561(

-           « مَنْ كَثُرَ فِكرُهُ فی اللَّذّاتِ غَلَبَتْ عَلَیْهِ.» : « کسی كه زیاد دربارة لذات فکر کند، این لذات بر او چیره می‌شوند.» (غررالحكم، ح 8564(

-          «مَنْ قلَّ أَكْلُهُ صَفا فِكْرُهُ.» :« کسی كه كم بخورد فکرش صاف می‌گردد.»

پس فکری باعث رسیدن انسان به عقل خواهد شد که؛ صحیح و صاف باشد، به دنبال حقیقت بگردد، با میزان درست سنجیده شده و "در صراط مستقیم باشد."