خیر کثیر
يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ (خدا) حکمت را به هرکس بخواهد(و شایسته بداند) می دهد؛ و به هر کس حکمت داده شود، یقیناً خیر کثیری داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی کنند، و ) متذکر نمی شوند. (بقره/269)
امیرالمؤمنین در خطبه 109 نهج البلاغه ميفرمايند: "نحن شجرة النبوة و محطُّ الرسالة و مختلف الملائكة و معادن العلم و ينابيع الحكم": «ما درخت نبوتيم و محل فرود رسالتیم و ملائکه با خاندان ما رفت و آمد دارند و قرارگاه علم ما هستيم و سرمنشأ و چشمه حكمتها ماييم.
قبلاً گفته شد که حکمت یعنی: " شناخت حقایق اشیاء از طریق وحی و علم الهی" و نیز گفته شد که حکمت با فلسفه متفاوت است چون "فلسفه، شناخت حقایق اشیاء از طریق فکر و اندیشه بشری است" ولی حکمت شناخت از طریق وحی و علم الهی است. نکته دیگر این که "اشیاء" عام است و عمومیتش همه چیز را دربرمی گیرد حتی خدا را. بنابراین حکمت و فلسفه دو راه متفاوت برای شناخت همه چیزند؛ یکی از راه وحی و علم الهی و دیگری از راه فکر و اندیشه بشری.
"همه چیز" یعنی؛ الهیات، طبیعیات، فلکیات. بنابراین نباید علوم اسلامی را فقط منحصر در الهیات دانست بلکه علوم اسلامی شامل طبیعیات و فلکیات هم می شود منتهی اسلام راه صحیح شناخت طبیعیات و فلکیات را هم وحی می داند چون با وحی، انسان به کنه و حقیقت این ها می رسد که همان حکمت است. حکمت می گوید در این دو بخش هم فقط از طریق وحی می توانی مستقیم به حقیقت شیء برسی نه از طریق آزمون و خطا. همان طور که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «ايها الناس، سلوني قبل ان تفقدوني»: از من هر چه مى خواهيد بپرسيد قبل از اين كه من از بین شما بروم. «سلونى عن طرق السموات فانّى أعرف بها من طرق الارض» :از من بپرسيد از راههايى كه در آسمان ها است، به يقين كه من به آن راه ها آشنا ترم تا به راه هاى زمين.نهج البلاغه خطبه 189)
فلسفه اگر بخواهد به بخش کوچکی از حقیقت مثلاً افلاک برسد آن هم اگر برسد! با سختی فراوان در مدتی طولانی ممکن است اطلاعات بسیار جزئی و محدودی از کائنات به دست آورد. قرآن هم نمونه ای از این عجز و ناتوانی بشر در دستیابی به حقایق عالم از طریق علم متکی به فکر و تجربه بشری را به او گوشزد کرده و می فرماید:« یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ» : « اى گروه جن و انس! اگر مىتوانید از مرزهاى آسمان ها و زمین بگذرید، ولى هرگز قادر نیستید مگر با نیرویى الهی».(رحمان/33) یعنی تو نمی توانی فقط به اتکاء خودت به علم و قدرتی در این عالم برسی.
در واقع این آیه شریفه، نفوذ در اقطار آسمان ها و زمین را به عنوان نمونه ای از ناتوانی جن و انس در کسب علم و قدرت بیان می فرماید و الا در هر حوزه ای از علوم طبیعی که ملاحظه کنیم، بدون این سلطنت الهی و بدون حکمتی که از جانب پروردگار است، رسیدن به حقایق اشیاء امکان پذیر نیست، در الهیات که دیگر جای خودش دارد. اما امیرالمؤمنین می فرمایند از طرق آسمان ها[ و از حقایق کائنات] از من بپرسید که من به آن ها آگاهترم. ضمن این که امیرالمؤمنین هم فقط نمونه ای از تسلط علمی خودشان را در این جمله بیان فرمودند.
حضرت سلیمان هم وقتی می خواهد با مردم احتجاج کند همین سلطه علمی خودش را یادآور می شود: « وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبينُ »« و سليمان وارث داوود شد، و گفت: «اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده؛ اين فضيلت آشكارى است.» (نمل/16)
یکی از نوادگان جـعـفر بن ابى طالب به نام سلیمان مى گوید: در محوّطه اى نزد حضرت رضا(ع) بـودم کـه گـنجشکى آمد و پیش آن حضرت خود را به زمین افکند و شروع به صیحه کرد. زیاد صیحه مى کرد و مى لرزید.
امام (ع) فرمود: فلانی! آیا می دانى این گنجشک چه مى گوید؟ عرض کردم: خدا و پیامبرش و فرزند پیامبر او داناترند. فرمود: او مى گوید: مارى مى خواهد جوجه هایم را در این خانه بخورد. سپس فرمود: این عصا را بـگـیـر و داخـل خـانـه شـو و مـار را بـکـش . مـن عـصـا را بـرگـرفـتـه داخل خانه شدم ، دیدم مارى به این سو و آن سو مى تازد. من هم آن را کشتم (مناقب، ج 4 ، ص 334 و اثبات الهداة، ج 3 ، ص 296)
ضمن این که حضرت در جایی دیگر می فرمایند:«بـه داوود[پـیـامـبر] چیزى داده نشده مگر آن که به محمد(ص) و خاندان محمد(ص) بیشتر از آن داده شده است (مناقب، ج 4 ، ص 334)
حال سئوال این جاست، وقتی خدای تعالی آب گوارای علم و حکمت را در اختیار ما قرار داده و منبع و معدن آن را هم به ما نشان داده، چرا باید برای رفع تشنگی خود سراغ فاضلابی برویم که با افکار گمراه کننده این و آن آلوده شده است!!؟
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْكَ، وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ ...