همان طور که قبلاً بیان شد، اصل، منشأ و جامع همه خوبی‌ها و کمالات خدای‌تعالی است و انعکاس همه این خوبی‌ها و کمالات در عالم خلقت، به طور کامل در وجود مقدس امام زمان(عج) و ذوات مقدسه چهارده معصوم علیهم السلام است که بعد از طریق ایشان سایر مخلوقات به حسب ظرفیت و موقعیتشان از این خوبی‌ها و کمالات فیض می‌برند.

تدبّر و تفقّه دقیق و عمیق روی این مسأله، خود به خود محبت‌های پراکنده و متفرق ما را به جای خودش برمی‌گرداند و در وجود مقدس باری‌تعالی متمرکز و سپس تنظیم و کنترل می‌کند.

اما مسأله دیگری که در بحث محبت هست و خیلی هم مهم است، مسأله شکوفایی محبت است. 

 امکان دارد تنظیم محبت به همان معنای صحیحش را انجام داده باشیم ولی باز هم حال و نشاط چندانی در ما نباشد. علت این امر، کم بودن میزان محبت در ماست، چون محبت  علاوه بر تنظیم شدن، باید زیاد و شدید یا اصطلاحاً شکوفا هم بشود.

شکوفایی محبت هم دو راه دارد: یکی از طریق کسب معرفت و شناخت است، یعنی هر چه محبّ، بیشتر محبوبش را بشناسد، محبتش به او شدیدتر می‌شود.  

دوم که خیلی نکته مهمی است؛ اظهار و ابراز  محبت است که موجب شکوفا شدن محبت می‌شود. یعنی محبت نباید فقط در دل مخفی و محبوس بماند. محبّ باید محبتش را به محبوبش ابراز کند. در روایات ما هم تأکید شده، اگر کسی را دوست دارید این دوستی را ابراز کنید و به او بگویید. این مسأله، علائق و محبت‌ها را بین افراد زیاد می‌کند.

ابراز محبت را به شکل‌های مختلفی می‌شود انجام داد؛ یکی همین ابراز محبت از طریق زبان است که علاقه باطنی خودش را به محبوب به زبان بیاورد یعنی بیان کند، به او بگوید و با او حرف بزند، تا از این طریق کم کم با او مأنوس شود و دلبستگی­اش با او شدت بگیرد، چون هدف این است که بالاخره محبّ، به انس با محبوب خودش برسد و به جایی برسد که شیرین‌ترین لحظات برای او نجوی و سخن گفتن با محبوبش باشد.

دوم؛ سعی کند با انجام کارهایی که محبوب خوشش می‌آید و او را راضی و خشنود می‌کند، محبتش را اظهار کند چنان که قرآن کریم می‌فرماید: قل إن کنتم تحبون الله فاتّبعونی  یحببکم الله(آل عمران/31): بگو ای پیامبر اگر شما خدا را دوست دارید مرا اطاعت کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل می فرمایند که خداوند عزّوجل می فرماید:«بنده من هیچ گونه محبتش را در دل من جای نمی دهد و موجبات محبت مرا فراهم نمی کند که در نزد من محبوب تر باشد از آن چه من بر او لازم و واجب گردانیده ام و او پیوسته با به جا آوردن نوافل و مستحباتی که او را بدانها تکلیف نکرده ام محبت خود را در دل من بیشتر می کند تا جائی می رسد که من محب او می شوم؛ و در این صورت که من محب او شدم، من گوش او میشوم که با آن می شنود، و چشم او می شوم که با آن می بیند، و زبان او می شوم که با آن سخن می گوید، و دست او میشوم که با آن اخذ می کند، و پای او می شوم که با آن راه می رود.زمانی که مرا بخواند، اجابت می کنم و هنگامی  که چیزی از من مسألت کند به او عطا می نمایم ...»

سوم؛ اظهار محبت به متعلقات محبوب است و هر چه این تعلقات نزدیک‌تر باشد، اظهار محبت به آن ها باید بیشتر باشد. کسی که از دیدن حرم و ضریح حضرت علی بن موسی الرضا(ع) لذت می‌برد و اشکش سرازیر می شود، در و دیوار و عتبه و ضریح مطهر را می‌بوسد، او علاقه‌ای به سنگ و چوب و طلا و نقره ندارد، بلکه چون این‌ها متعلق به حضرت رضا(ع) است به آن‌ها ابراز محبت می‌کند. ضریح مطهر مثل لباس یا بدن آقاست، اگر الآن در خدمت حضرت بود، دست و پای آقا و عبای آقا را می‌بوسید و به این شکل محبت خودش را به آقا نشان می‌داد و الآن ضریح و در دیوار را می‌بوسد. آنهایی که این اعمال را نمی‌پسندند و یا اینها را تلقی به شرک می‌کنند، واقعاً از انسانیت و محبت چیزی نفهمیدند!

نگاه کردن به خط قرآن و لذت بردن از آن و بوسیدنش و اشک ریختن و احترام کردنش، همه این‌ها ابراز محبت به متعلقات محبوب است که محبت محبوب را در دل ما شکوفا و شدید می‌کند.