عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست!
ابراز محبت به محبوب از طریق دوست داشتن متعلقاتش، یک کار کاملاً فطری، عاقلانه و متعارف است.
در همین عشقهای مجازی، اگر کسی مبتلا شده باشد میداند که عاشق از هر چیزی که وابسته به معشوقش باشد، خوشش میآید. هر چیزی را که به او تعلّق دارد دوست دارد. اسم محبوبش را بهترین اسم دنیا میداند. از شنیدن اسمش کلی ذوق میکند و لذت میبرد. از شنیدن اوصافش به وجد میآید و حسابی خوشحال میشود. دوست دارد دیگران همیشه محبوبش را مدح کرده و از او تعریف کنند و کسی کوچکترین بدگویی و مذمتی از او نکند. کوچکترین آزاری به او نرسد.
عاشق هر چیزی است که نشانهای از محبوبش داشته باشد. خانهی او را، شهر و دیارش و همه چیزش را دوست دارد. حتی دوستانش را دوست دارد. به اقوام و وابستگانش هم علاقمند است و خلاصه هرچه به او تعلق دارد ولو بعضی از اینها مورد تنفر دیگران باشد، ولی برای او دوست داشتنی است چون متعلق به محبوب اوست!
این مسأله در طریق محبت حقیقی، نسبت به خدایتعالی یک مسأله اساسی و بسیار مهم است. با وجودی که محبت، تماماً به خداست ولی اظهار و ابرازش به متعلقات خداست چون خدایتعالی هیچ سنخیتی با ما ندارد، غیب الغیوب محض است و اصلاً قابل درک و احساس و شناخت نیست. حتی نمیشود و نباید در مورد ذاتش فکر کرد(تفکَّروا فی خَلق الله ولا تفکّروا فی الله فتهلکوا: در خلق خدا تفکر کنید نه در ذات خدا که هلاک میشوید(نهج الفصاحه جلد ۱ صفحه۲۳۵.) بنابراین باید به آن چه به خدا تعلق دارد و منسوب به اوست اظهار محبت کرد:
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست!
عالم اهل دلی، نمونهای از این ابراز محبتهای استادش را نقل میکرد و میفرمود: اگر در جایی یا جمعی اسم آقا امام زمان روحی فداه برده میشد، ایشان از خود بیخود میشد، کلی ذوق میکرد و به قول ما میخواست بال دربیاورد که اسم محبوبم را گفتند! چه قدر اسم آقای عزیزم قشنگ و زیباست! آیا اسمی زیباتر از اسم محبوبم در عالم پیدا میشود!
یک امامزادهای در محلشان بود، وقتی آن جا برای زیارت میرفت، آن قدر در و دیوار امام زاده را میبوسید که از حال میرفت! میگفت: این آقا فرزند پیغمبر است! فرزند فاطمه زهراست!
در مسیری که به مشهد مشرف میشد، گاهی پیاده میشد کنار جاده و این تابلویی را که مثلاً نوشته بود؛ مشهد50 کیلومتر، میگرفت، میبوسید، اشک میریخت که 50 کیلومتر تا حرم محبوبم مانده!
در خود مشاهد شریفه آن چنان حال عجیبی داشت که کسی جرأت نمیکرد با او حرف بزند! دلباخته اهل بیت علیهم السلام بود و عاشق سادات و فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله! او یک «مجنون» واقعی بود!
همین اظهار محبتها به متعلقات خداست که این جوری عشق و محبت انسان را شکوفا و شدید میکند و محبت انسان را متوجه محبوب واقعی می سازد و اگر اینها نباشد کم کم دلسردی و قساوت به جای آن مینشیند.
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْكَ، وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ ...