مَن یَکفُر بالطّاغوت
اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُ هُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ (بقره/257)
امام صادق علیهالسلام:«فالنّورُ آل محمد(ص) و الظلمات عدوّهم»:«مراد از این نور، آل محمد(ص) هستند و مقصود از ظلمات و تاریکیها، دشمنان آنها هستند.» (تفسير برهان ج 1 ص 244)
"نور" و "ظلمت" دو مفهوم کلی و متضادند و این روایت، میخواهد مصادیق این دو مفهوم کلی را بیان کند.
خاصیت نور این است که باعث دیدن میشود، به خلاف تاریکی که امکان دیدن را از انسان میگیرد. بزرگترین نعمت این است که انسان، پدیدههای اطراف خودش را ببیند و حقایق و واقعیات را درک کند.
در سایه علم و برهان است که همه چیز برای انسان روشن میشود(العلم نورٌ)، مجهولات از بین میرود و شک و تردیدها رفع میگردد.
این علمی که نور است، همه چیز را روشن میکند و جهالت و تردید را از بین میبرد، فقط در نزد خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام است، برای همین، حضرت میفرمایند: "فالنّورُ آل محمد(ص)"، یعنی اگر کسی ولایت امیرالمؤمنین و آل محمد(ص) را که همان ولایت خداست، پذیرفت، خدا او را در این نور قرار میدهد.
البته لازمه پذیرش ولایت امیرالمؤمنین(ع) و قرار گرفتن در این نور، تکفیر طاغوت است، یعنی مؤمنِ به ولایت امیرالمؤمنین(ع) باید کافر به طاغوت باشد چون در آیه قبل میفرماید:«فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله...» یعنی ایمان به خدا که دقیقاً و بالمطابقة همان ایمان به ولایت امیرالمؤمنین(ع) است، باید همراه با تکفیر طاغوت باشد. چون طاغوت، ظلمتی است که مانع از دیدن و درک حقایق میشود.(والذین کفروا[کسانی که ولایت امیرالمؤمنین(ع) را نپذیرند] أولیائهم الطاغوت، یخرجونهم من النور الی "الظلمات"...)(بقره/۲۵۶)
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی روایتی در ذیل این آیه شریفه نقل شده که میفرماید:«طاغوت کسانی هستند که حق آل محمد(ص) را غصب کردند». یعنی مصداق طاغوت، دشمنان اهل بیت علیهمالسلام هستند.
البته این، شکل و قالب ظاهری طاغوت است. برای تحقق وعده الهی یعنی قرار گرفتن در نور، باید طاغوت را در هر شکل و قالبی تکفیر کرد.
گمراه کنندهترین وفریبندهترین شکل "طاغوت" وقتی است که خود را در قالب "علم وبرهان" نشان میدهد یعنی تظاهر به علم و استدلال دارد و این بدترین شکل عداوت و دشمنی با اهل بیت علیهمالسلام است. از همین رو، امام عصرارواحنا فداه میفرمایند:«طلبُ العلم من غیر طریقنا اهلالبیت مساوقٌ لإنکارنا»:
« طلب علم از غیر ما اهل بیت، برابر با انکار ماست».
یعنی اگر میخواهید علم را، که در رأسش شناخت خدا است(رأس العلم معرفة الله عزّوجلّ) و شناخت مبدأ و معاد و خلاصه همه حقایق عالَم را از طریق افلاطون و ارسطو و فارابی و ملاصدرا و امثال اینها که یقیناً غیر اهل بیت هستند، چون هیچ ارتباطی بین خودشان یا کلماتشان با اهل بیت علیهمالسلام نمیتوان پیدا کرد، بلکه بالعکس، مخالفتهای فراوانی بین افکار آنها و معارف اهل بیت علیهمالسلام دیده میشود، حال اگر علم را از اینها میخواهید طلب کنید، آزادید! ولی بدانید که از ولایت ما خارجید، چون عملاً ما را انکار کردید و نه تنها طاغوت را تکفیر نکردید بلکه در واقع با آیه شریفه:«فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله...»هم مخالفت کردید!
چه طور از کسی که خود در تاریکی است، میشود طلب نور کرد؟!
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش؟!
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْكَ، وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ ...